دسته
لينكهاي خودموني
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 7139
تعداد نوشته ها : 13
تعداد نظرات : 5
Rss
طراح قالب
تو به شفافی شبنم رو برگ ها - من مثل یک برگ زردی - که می افته از درخت ها - تو مثل تراوت گل های نرگس - روقلبم نوشتم بی تو هرگز - بین منو تو فاصله غوغا میکنه - یاد حرفای قشنگت منو رها نمی کنه - تو منو گذاشتی رفتی توی روزگار وحشی - توی کوچه های غربت دنبالم حتی نگشتی - تو مثل ستاره ای تو شبای سیاهم - می درخشی و میشی جون پناهم - تو مثل تراوت گل های پونه - چرا رفتی از برم ای دیوونه - تو مثل یه تیکه ابری توی اسمون آبی - پاک و ساده مثل رویا مثل خوابی - بگو یکبار آره یکبار بر می گردی - یا هنوزم بی تفاوت یخی سردی - بین  منو تو فاصله غوغا میکنه - یاد حرفای قشنگت منو رها نمی کنه
دسته ها : الماس نوشت
يکشنبه اول 10 1387
  
لای برگای کتابا دنبال خودت نگرد - توغبارا تو سرابا دنبال خودت نگرد - گم نکن خودت رو تو دنیای تردید و دروغ  زیر آوار نقابا دنبال خودت نگرد - باورش کن من تازه رو خوده خوده توه - اون غریبه که بلای جون تو شده توه- صورتت برات نقاب خودتو نشون بده - اون که تن میده به هر نقابی که مده توه - گاهی وقتا آیینه هم دروغ میگه گاهی وقتا صورتت مال تونیست - گاهی حتی توی آیینه خوده تو اشتباه میگیری با یکی دیگه  
 
دسته ها : الماس نوشت
يکشنبه اول 10 1387
تو بارون که رفتی شبم زیر و رو شد یه بغض شکسته رفیق گلو شد - تو بارون که رفتی دل باغچه پژمرد تمام وجودم توی آیینه خط خورد - هنوز وقتی بارون تو کوچه میباره دلم غصه داره دلم بی قراره - نه شب عاشقانست نه رویا قشنگه دلم به تو خون دلم بی تو تنگه - یه شب زیر بارون که چشمم به راهه میبینم که کوچه پر نور ماهه - توماه منی که تو بارون رسیدی امید منی تو شب نا امیدی 
دسته ها : الماس نوشت
يکشنبه اول 10 1387
خداجون متشکریم که چشم دادی بهمون واسه گریه کردن و دیدن این دنیای زشت - مرسی که پا به ما دادی واسه ی سگدو زدن واسه گشتن تو جهنم دنبال راه بهشت - آخ که شکرت ای خدا واسه جهان به این بدی چی می شد اگه تو دست به ساختنش نمی زدی - خداجون ممنون از اینکه دوتا دست دادی به ما - تا اونا رو ، روبه هر مترسکی دراز کنیم - خداجون مرسی از دلی که تو سینمونه می تونیم دل یکی دیگه رو بازیچه کنیم -  آخ که شکرت ای خدا واسه جهان به این بدی چی می شد اگه تو دست به ساختنش نمی زدی
دسته ها : الماس نوشت
يکشنبه اول 10 1387
ای پرنده ی مهاجر سفرت سلامت اما - به کجا میری عزیزم قفس تموم دنیا - روی شاخه های دوری چه خوشی داره صبوری - وقتی خورشیدی نباشه تو همیشه سوت و کوری - میگذره روزای عمرت توی جاده های خلوت - تا بخوای برگردی خونه گم میشی تو باغ غربت - واسه ما فرقی نداره هرجا باشی شب نشینیم - دلخوشم که شاید صحر و یه روز ببینی - آخرش یه روزی هجرت در خونتو میکوبه - تازه اون لحظه میفهمی همه آسمون غروبه
دسته ها : الماس نوشت
يکشنبه اول 10 1387
برقرار باشی و سبز گل من تازه بمون - نفسم پیش کش تو جای من زنده بمون - باغ دل بی تو خزون موندنی باش مهربون - توکه از خود منی منو از خودت بدون - غزل وقافیه بی تو همه رنگه انتظاره - این همه شعر و ترانه همه بی عطر وبهاره - موندنی باشی همیشه لب پائیز و نه بوسی - نشه پرپرشی عزیزم مهربون گلم نپوسی 
دسته ها : الماس نوشت
يکشنبه اول 10 1387
خط می کشم رو دیوار همیشه روزی یک بار- تو هم شبیه من باش حسابتو نگه دار- ببین که چندتا قرن تن به اسیری دادی - دنیات شده شبیه سلول انفرادی - تا چشم بهم میزاری میبینی عمر تموم شد - بین چهارتا دیوار وجود تو حروم شد - چوب خط این اسیری دیواراتو پوشونده - همین روزا میبینی که فرصتی نمونده - بیرون بیا خودت باش تو آدمی نه برده- همیشه باخت هرکس شکایتی نکرده - عاشق زندگی باش زندگی شغل و پول نیست -تو امتحان بودن برده بودن قبول نیست 
دسته ها : الماس نوشت
يکشنبه اول 10 1387
واسه پر کشیدن من خواستی آسمون نباشی - حالا پرپر می زنم تا همیشه آسوده باشی - دیگه نه غروب پائیز رو تن لخت خیابون -نه بیاد تو نشستن زیر قطره های بارون - واسه من فرقی نداره - وقتی آخرش همینه -وقتی دلتنگی این خاک -توی لحظه هام میشینه - تومیری شاید که فردا رنگه بهتری بیاره - ابر دلگیره گذشته آخرش یه روز بباره- ولی من می مونم اینجا - با دلی که دیگه تنگه - میدونم هر جا که باشم آسمون همین یه رنگه 
دسته ها : الماس نوشت
شنبه سیم 9 1387
توی خونمون به ما میگن فراری  - توی غربت دم به دم انگشت نگاری - دیگه حتی صاحب اون خونه نیستیم - بیرون خونه میگن ما تروریستیم - وقتی خونه شده بود مثله جهنم - ما با ویزای بهشت بریدیم از هم - حالا تو برزخ بد بینی اسیریم - نمی تونیم ریشه مونو پس بگیریم - چاره ای نموده بجز رفتنو رفتن - اینگاراینارو پیشونیمون نوشتند - که سفر تقدیرماست واسه همیشه - ما همینیم جنگل بدون ریشه 
دسته ها : الماس نوشت
شنبه سیم 9 1387

تو بارون که رفتی دل باد که پژمرد تمام وجودم تو آیینه خط خورد

نه شب عاشقانست نه رویا قشنگه دلم بی تو خونه دلم بی تو تنگه

یه شب زیر بارون که چشمم به راهه میبینم که کوچه پر نور ماهه

تو ماه منی که تو بارون رسیدی امید منی تو شب نا امیدی

 

 

 

دسته ها : الماس نوشت
شنبه سیم 9 1387
X